فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

مقدمه 4

چهارده رساله ( فارسى )

زير پا نيفكند بلكه ببوسد و بر سر بگذارد وقتى احكام آن مورد احترام نبود بوسيدن آن چه سود اين نسخه نسخهء آسمانى و طبيب دردهاى اجتماعى دستور زندگانى است هرگاه به كار بسته و عملى نشود از بر سر گرفتن آن فايده عايد نميشود قرآن ميگويد . وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ و فرمايد وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا حضرت امير المؤمنين على ( ع ) فرمود فمن دعاكم الى هذا الشعار فاقتلوه و لو كان تحت عمامتى هذه در بستر مرك ميگفت اللّه اللّه فى القرآن لا يسبقنّكم بالعمل به غيركم بايد اقرار كرد كه بدستور امير المؤمنين ترتيب اثر داده نشد ولى اوامر نخست وزير انگلستان مورد توجه كامل قرار گرفت شگفت نيست بزرگترين درد و رنج امير المؤمنين اين بود كه فرمان معاويه بىچون و چرا يكى پس از ديگرى اجرا مىشود و اطرافيان او در انجام تكاليف تعلل ميورزند از اينرو مقاصد معاويه پيشرفت كامل دارد و نتيجه حاصل مىكند لاجتماعهم على باطلهم و تفرّقكم عن حقّكم سياست خطرناك استعمار مبارزه اساسى و دامنه دار خود را با پشت كار عجيب تعقيب كرد و براى وصول به مقصود و رسيدن بهدف همه كار كرد از همه مهمتر توليد حس بدبينى نسبت بعلماء اسلام ايجاد اختلاف و دين را از سياست جدا دانستن تفكيك دين از سياست از يكسو و تشكيك درباره علماء و دانشمندان حقيقى از طرف ديگر عوامل تحقير و موجبات توهين را با سبك و روش مخصوص به خود ايجاد كردن و رفته - رفته شبيه العلما ساختن و بر مسند نشاندن و بلند گوى آنان شدن و دين را موافق نظر انگلستان تفسير كردن سرعت لافظه آرند و قدرت حافظه دارند در ديدن حق كورند و در باطل بينا از خير نادان و در شر دانا تميم بطرق اللؤم اهدى من القطا * و ان سلكت سبل المكارم ضلّت حديث من ز مفاعيل و فاعلات بود * من از كجا سخن سرّ مملكت ز كجا راستى شكست اسلام در ميدان علم و دانش شكست ننگين و غير قابل تحمّل است باور نميكنم دينى در همه جهان باشد كه با علم و دانش مخالف باشد ولى حساب اسلام از اين مطالب جداست اولين خشت اساسى كه در اسلام به كار برده شده دعوت اولى الالباب و آموزش